چكيده

اعتقاد به قدرت شفادهی گیاهان از دیر باز در میان مردم رواج داشته است.گیاهان علاوه بر تاثیر در زندگی و حیات مادی انسان ها در شکل گیری ساختار اسطوره ها وباور ها و اعتقادات نیز دخیل بوده اند.
نمونه های بسیاری را درگیاه درمانی سنتی می توان نشان داد که همراه با باورها و معتقدات کهن هنوزپیدا و دارای کارکرد روز مره اند.

در این گفتار تلاش بر آن است تا با نزدیک شدن به ریشه های مشترک اعتقادات  شفایابی مربوط به گیاه اسفند به بررسی آیین ها و باورهای
عامیانه ای بپردازیم که به قصد شفایابی و درمانگری اجرا می شده است. اکنون گرچه طب نوین در شناخت بیولوژیک بسیاری از بیماری ها موفق و از حل معضلات موجود ناتوان نیست اما به علت پرداختن بیش از حد به فیزیولوژی ارگانیسم و غافل شدن از کنش های متقابل آن با طبیعت و فرهنگ بشری دچار مشکل شده است.در اصل پیشرفت های نوین پزشکی ریشه در بسترهای علمی، شبه علمی و سنتی قرون گذشته دارد.و استفاده از درمان های گیاهی شاید در مواردی دارای اثرات فارماکولوژیک هم می بود. در واقع آنچه که تا امروز این آیین ها و سنن را زنده نگاه داشته است تنها تجربه مستقیم و غیرقابل توجیه افرادی معدود به نام درمانگر نیست بلکه نگاه علمی دنیای نوین که به دنبال هر پدیده ای ردپایی از علل قابل شناخت می جوید نبز در این میان نقش انکار ناپذیری داشته است. امروزه به کمک همین دیدگاه علم نوین پزشکی می توانیم بسیاری از مکانیسم های شفایابی در طب سنتی و گیاهی را توضیح داده و جایگاه آن را ازنیروهای ناشناخته به قوانین کشف شده دنیای محسوس تغییر دهیم. طب ایرانی در دوره اسلامی متکی بر گیاه درمانی بوده است.در قوم پزشکی ایرانی نه تنها گیاهان برای درمان بیماری ها  پیشنهاد می شوند که دوره گذار و بلوغ و نیز
 نشانه‌های مربوط به تنظیم آن نیز با گیاه درمانی همراه است. به این ترتیب آنچه در پی خواهد آمد شرحی از سنت ها و آیین های مربوط به درمان و شفا در گیاه اسفند است. که در این گفتار به شرح پاره ای از باور داشت های سنتی و عامیانه آن خواهیم پرداخت. این آیین ها و مراسم در مناطق مختلف با اشکال متفاوت  و گوناگونی ظاهری دارای محتوای مشترک
بوده اند.

 

 

 مقدمه 

نماد گیاهی از جهت اسطوره شناسی که با ورد و دعا. نیایش و نذر و مناسک همراه بوده است به دورانی بس کهن می رسد. از همین گذر در بستر باورهای آیینی مردمان دوره به دوره " زاد و میر" و زندگی را تجربه می کردند ٬ نماد گیاهی با رازهایی سر به مهر در فراز و نشیب های روزگار طی طریق کرده و همواره قداست و اهمیت خود را حفظ کرده است. و این گونه است که هنوز امثال "طب نبوی" و "طب ائمه"  با همه چند گانگی روایت شان در میان عامه باورمندانی دارد و در کنار دست آوردهای نوین علم پزشکی به حضور خویش ادامه می دهند.

گیاه درمانی همراه با ذکر و دعا در کنار کپسول اکسیژن همان نشانی را یبانگر است که دم مسیحا می تواند بازگو کننده آن باشد این امر نه از سر تقابل با داده ها و دستاوردهای نوین علم پزشکی است بلکه پیشینه درمانگر طب سنتی است که گاه از معجزات گیاهان خیر٬ هرچند در دایره محدود و معدود بهره برده است. با کندوکاوی در نمادهای گیاهی که در گستره فرهنگ عامه نمونه های آن فراوان است. وجوه شهری و روستایی ٬ قشری و طبقاتی و کهن بودن آن مشخص می شود. به باور میرچا الیاده هیچ گیاهی به خودی خود ارزشمند نیست. ارزش گیاه به پیوندش با یک نمونه مثالی یا به تکرار مجموعه ای از اعمال و کلماتی است که گیاه را با جدا کردن از محیط دنیوی آن مقدس می کند.

 

 

اسپند یا اسفند با نام علمی (peganum harmala )که در زبان عربی به آن حرمل گویند.

نام گیاهی است خود رو پایدار و همیشه سبز که در کوه و بیابان و
 زمین های کویری می روید. نام این گیاه از کلمه  "سپنته" در اوستا گرفته شده و در زبان پهلوی به معنی" افزونیک" یعنی برکت دهنده و مقدس آمده است.

از نظر مشخصات گیاه شناسی گیاهی علفی است با برگ های منقسم که تقسیمات آن باریک و دراز و نامنظم است. گل های آن درشت و سفید  متمایل به سبز هستند. میوه آن پوشینه و کپسول کروی شکل دارد و حاوی دانه های متعدد سیاه رنگ است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اسفند از تیره سدابیان و از گیاهان بومی آسیا و سرزمین های مدیترانه است. این گیاه بیشتر در نواحی خشک و بایر و حاشیه های کویر ایران٬ راه تهران به قم و اصفهان ٬ تهران به قزوین٬ رستم آباد و رودبار٬ اطراف کرج بوشهر، ازنا٬ جاده تفرش و نواحی دیگر ایران می‌روید.

 

خواص طبی

اسفند از خانواده گیاهان دارویی است. این گیاه به سبب داشتن روغنی فرار بویی تند و بد و مزه ای گس و تلخ دارد. در دانه های اسفند دو نوع آلکالوئید به نام هرملین یا هرمین است که ماده ای بلوری و زرد رنگ است. از سده های پیش از میلاد خاصیت های درمانی اسفند نزد بسیاری از مردم سرزمین های مدیترانه و آسیا شناخته شده بود." پلینی" طبیعی دان رومی در نخستین سده میلادی ٬ چند صفحه از کتاب بیستم خود را به خواص گوناگون آن اختصاص داه است . او کاربرد اسفند و ترکیب های دارویی ساخته شده از آن را در درمان انواع بیماری ها٬ درد ها٬ گزیدگی ها و پیشگیری از بیماری ها شرح می دهد.

" دیوسکوریدس" پزشک یویانی سده(1-م) و مولف کتاب" مواد طبی" نیز از کاربرد اسفند در درمان بیماری ها سخن گفته و آن  را در معالجه بسیاری از دردها همچون پهلودرد ٬ سینه درد ٬ تنگی نفس و سرفه و ورم ریه و درد مفاصل و دفع کرم و گوش درد ٬ خارش و ورم حاد به کار برده است.

پلینی می نویسد: خوردن اسفند همراه با کلم تب های شدید و دردهای معده را تسکین می دهد. گیاه اسفند به سبب خواص طبی شناخته شده اش از داروهایی است که در جهان اسلام نیز کاربرد فروان داشت. عیسی بن ماسه پزشک( سده 2.ق)که در بیمارستان مرو کار می کرد ٬ اسفند(حرمل)را در درمان برخی بیماری ها همچون صرع به کار می برد." کندی" اسفند را در درمان بیماری های مالیخولیا و صرع به کار می گرفت و کچلی و بواسیر را با مرهمی از این گیاه مداوا می کرد. ابو ریحان بیرونی درباره معالجه گری و خارش پوست توسط اسفند نیز سخن رانده است.در طب سنتی از عصاره های گیاهی اسفند جهت افزایش ترشح شیر، دفع ترشح شیر٬ درمان روماتیسم و افزایش قدرت جنسی استفاده می شده است. در کتاب قانون ابن سینا هم در مورد اثر بخشی این گیاه در درمان برخی بیماری ها اشاره  شده به نحوی که اسفند را برای درمان زخم ها بکار می بردند.                                                              

اثرات دارویی اسفند در طب امروزی نیز به اثبات رسیده است. از جمله اثر خواب آوری دانه های گیاه اسفند که به شکل خوراکی مصرف
 می شود. و ضد عفونی کننده و از بین برنده کرم های انگلی روده.

اسفند در نزد عامهء مردم بسیاری از سرزمین های جهان به ویژه  مسلمانان جایگاه و ارزش خاصی داشته است. از زمان های بسیار کهن ایرانیان اسفند را گیاهی مقدس می پنداشتند وبرای آن نیرویی آسمانی و شفابخش وجادویی تصور می کردند. عامه مردم گیاه اسفند را مظهر یکی از نیروهای فوق طبیعی بر روی زمین می پنداشتند. در رده بندی گیاهان مقدس اسفند را می توان در رده ء " رماننده ها" یا" نفرات " جای داد. این گیاه به سبب خاصیت و نیز نیروی رمانندگی بوی تند و زننده ناشی از سوختن دانه های آن ٬ در گند زدایی محیط زیست و در باور عامه پالودن فضا از ارواح خبیث و جن و شیاطین به کار برده می شده است. از حضرت رسول اکرم(ص) نقل کرده اند:" بر هر یک از برگ و دانه گیاه اسفند ملکی موکل است که با آنها هست تا بپوسند". همچنین فرموده اند: " ریشه و شاخه اش غم و سحر را بر طرف می کند و در دانه اش شفای هفتاد درد است".

از حضرت صادق(ع) منقول است که:" خانه ای که اسفند در آن باشد شیطان تا هفتاد خانه از آن دوری می کند وآن شفاست از هفتاد مرض که آسان ترین آنها خوره است".

درباره تقدس و ارزش اسفند گفته اند:" گیاهی است که کسی آن را نکاشته و کسی تخمش را نیفشانده و به خودی خود و با قدرت خدایی روییده است". ایرانیان در یکی از وردهای مخصوصی که به هنگام دود کردن اسفند می خوانند پدیداری این گیاه را به خدا نسبت می دهند و
می گویند: "...اسفند را خداوند بنا کرد".

برخی منابع"خیزالمشایخ" را همان اسفند دانسته و آن را با حضرت مریم مربوط کرده و گفته اند: حضرت مریم به هنگام درد در زادن عیسی(ع) بر گیاه (خیزالمشایخ) چنگ و پنجه افکند. این گیاه در اثر پنجه های  مریم به صورت پنج انگشت درآمد . از این رو در فارسی آن را پنجه مریم  و شجره مریم نامیده اند. در برخی گویش های فارسی مانند گویش سروستانی گیاه اسفند را (nevand) خوانند. در فرهنگ عامیانه مردم ایران برای استوار ساختن و تشدید قداست اسفند آن را به چند تن از پیشوایان و ائمه مانند پیامبر اسلام(ص) حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(ع) وابسته کرده اند. که هریک به  نحوی در گزیدن ٬ کاشتن وچیدن گیاه اسفند دست داشته اند. در اوراد مخصوص "اسفند دود کردن" آشکارا به این باور عامه اشاره شده است. اشعاری که با این مضمون همراه است چنین است:

اسفند و سپند، پیغمبرما کرد پسند، علی کاشت، فاطمه چید، بهر حسین وحسن،   شنبه زا، یکشنبه زا، دوشنبه زا، سه شنبه زا... زیر زمین روی زمین  سیاه چشم ارزق، چشم زاغ، چشم میش، چشم هر کی ندیده، همسایه دست راست، همسایه دست چپ، پیش رو پشت سر، بترکه چشم حسود و حسد.

و یا: اسفند و اسفند دونه اسفند سی و سه دونه  از خویش و قوم و بیگونه، هرکی از دروازه بیرون بره  هرکی از دروازه توبیاد  کور شه چشم حسود و بخیل   شنبه زا...   کی کاشت؟ پیغمبر! کی چیند؟ فاطمه! برای کی دود کردند؟ برای امام حسن و امام حسین! به حق شاه مردون، درد و بلا رو دور گردون.

در مراسم اسفند گردانی و ریختن دانه اسفند در آتش و سوزاندن آن وردها و دعاها با توجه به موقعیت فرهنگی هر جامعه خوانده می شود. شماره سی وسه  یا صدوسی دانه اسفند احتمالا به کثرت دانه های اسفندی که
 می خواهند دود کنند، اشاره دارد. دراوراد مخصوص اسفند همه افراد و گروه ها از نزدیک ترین کسان و آشنایان تا دورترین کسان و بیگانگان و دوست و دشمن و پاک و ناپاک  اشاره می شود.در فرهنگ ایران رنگ سبز وسبزی  نمادی از حیات و فراوانی و برکت بوده به این سبب جنبه قدسی داشته است. همیشه سبز و رویا و بارور بودن گیاه اسفند نیز مانند درخت سرو انگیزه دیگری بر مقدس و مبارک شمردن اسفند در میان مردم به شمار
 می رفته است. در برخی جامعه های سنتی ایران شاخه های اسفند را می کندند و برای برکت و فزونی بخشیدن به محصولات به کار می بردند.مثلا جندقی ها پس از خرمن کردن گندم در خرمن گاه یک دسته شاخه سبز اسفند را بر سر خرمن می گذاردند و برای برکت گندم دعایی می خواندند. همچنین در میان مردم روستای کمره رسم بود که دسته ای از شاخه های اسفند سبز و تازه را که به آن "گل مشکه" می گفتند می چیدند و به هنگام کره زنی به طناب مشکه می آویختند تا به این طریق به کره برکت و فراوانی بخشند.

 

کاربرد اسفند   

در سرزمین ها و فرهنگ های مختلف اسفند را به شیوه های گوناگون و با آداب و رفتارهای خاص به قصد چشم زخم زدایی و درمان بیماری ها و دردها به کار می برند. رایج ترین این شیوه طریق اسفند گردانی و
خال‌گذاری است.

اسفند گردانی

مشتی دانه اسفند را بر می دارند و دور سر شخص یا حیوان می گردانند. بعد دانه های اسفند را یکی یکی   می شکافند یا همه را درسته در آتش منقل یا آتش گردان می ریزند و دود آن را در فضای خانه و پیرامون شخص یا حیوان می پراکنند. گاهی با دانه های اسفند موادی دیگر همراه می کنند و می سوزانند معمول ترین چیزهایی که با اسفند می آمیزند، کندر و زاج  و وشا است. وشا وکندر از صمغ های خوش بو و معطر است و زاج ماده ای است که رنگی کبود دارد و با چشم کبود یا چشم زاغ هم رنگ است.گاهی هم دانه های اسفند را با چیزهایی وابسته به انسان یا حیوان یا چیزهایی که با انسان و حیوان تماس دارد ٬ همراه می کنند و می سوزانند. مثلا یک تکه پارچه یا یک تار نخ از لباس شخص دارنده چشم بد یا کسی که احتمالا زخم چشم از او می رود٬ به دست می آورند و با دانه های اسفند دور سر شخص نظر خورده می گردانند و بعد در آتش می ریزند و می سوزانند در صورتی که نتوانستند این چیزها را به دست آورند ٬ مقداری از خاک ته کفش دارنده چشم بد٬ یا خاک جایی را که او از آنجا عبور کرده می گیرند و با دانه های اسفند می سوزانند در باورهای عامه وقتی که نوزاد را به دیدار کنندگان زن زائونشان می دهند هر کدام از آنها باید یک تکه نخی از لباس خودشان را با اسفند برای بچه دود کنند که از چشم بد مصون بماند.

از دیگرباورهای عامیانه درباره اسفند ٬ دود کردن آن به همراه کندر در هر روز صبح است که سبب گشایش کارها می شود . و یا اینکه اگر اسفند به گوری بروید نشانه آن است که مرده آن گور آمرزیده شده است.

همچنین در برخی جامعه‌های سنتی ایران برای باطل کردن سحر و جادو اسفند و کندر را با مقداری پوست سیر و پیاز یا خرده‌هایی از استخوان جمجمه سگ مخلوط می کردند و در شب چهارشنبه یا چهارشنبه شب آنها را در آتش می‌ریختند و دود می‌کردند و می‌گفتند: «توعاطل کردی»
«من باطل کردم»

 

  خال‌گذاری با اسفند

خال گذاشتن با خاکستر اسفند روی تن و صورت نظر خورده به این ترتیب است که با خاکستر دانه های سوخته اسفند٬ خط وخال هایی روی پیشانی٬ میان ابروان روی گونه ها و چانه و بناگوش و گاهی تن کودکان یا بزرگ سالان می گذاشتند. خط وخال هایی را که به شکل چشم
 می کشیدند چشمارویا چشمارخ و خط و خال هایی که به شکل "ل"
می گذاشتند "لام" یا "لامچه" می نامند. این خال ها چون از سوخته اسفند و به رنگ کبود یا سیاه لاجوردی بود آنها را "نیل" یا "کبودی" هم
 می نامیدند.

همچنین از خاکستر اسفند و زاج سوخته هفت جای بدن بیمار را خال می گذاشتند.

 

تاج اسفند

درمیان برخی از ایرانیان رسم بود که از دانه های اسفند طلسم هایی
 می ساختند. به این شکل که نخست

دانه های اسفند را به چند رشته نخ می کشیدند. سپس آنها را به یکدیگر می بستند و با پارچه های رنگین و باریک تزیین می کردند و از آن اشکال مختلفی در می آوردند و برای شگون و پیشگیری از چشم زخم بر دیوار
می آویختند. تاج اسفند را در هر حوزه جغرافیایی فرهنگی به نام خاص محلی آن حوزه می نامند.

مثلا در کرمان و یزد به ان طوق اسفند می گویند. در زرند "صلواتو" و در پاره ای نقاط "اسفند مریم" می نامند.

 

 

خوانچه اسفند

از دانه های اسفند برای تندرستی و سعادت و شگون و شادی در آراستن و تزیین خوان و سفره نوروزی و خوانچه سر عقد استفاده می کنند. دانه های اسفند رنگ شده را در خوان یا خوانچه سفره هفت سین و سفره عقد
می گذاشتند. از وسایل همراه جهاز عروس در گذشته نیز یک کیسه ترمه یا مخمل و یا کیسه پارچه ای گلدوزی شده پر از اسفند و یک منقل یا آتشدان کوچک برنجی بود که در طبقی می گذاشتند و به خانه داماد می فرستادند.

از دیگر موارد استفاده اسفند در آیین و مراسم چهارشنبه سوری بوده است.

در گذشته زنان بر در دکان عطاری می رفتند و از او کندر و وشا برای کار گشا می خواستند  و تا عطار برود و بیاورد فرار می کنند و به دکان دیگری که رو به قبله باشد می رفتند و اسفند می خواستند و در خانه برای دفع چشم زخم و حل مشکل خود دود می کردند. همچنین در شب چهارشنبه سوری برای بهبودی بیمار خود در چهار کنج یک خشت خام چهار فتیله چرب روشن می‌کردند و مقداری ادویه و یک مشت اسفند وسط آن خشت گذاشته و می بردند سر یک چهار راه می گذاشتند تا به این طریق بیماری را از خانه خود دور کرده باشند. در وقت بازگشت به خانه نباید به هیچ عنوانی برگردند و پشت سرشان را نگاه کنند. زیرا این کار در حکم آن است که از ناخوشی و بیماری دل بر نکنده باشند.

باورهای عامه درباره اسفند در برخي نقاط ایران

در آذربایجان شرقی برای دفع چشم زخم بطور مخفیانه مقداری از خاک کفش فرد مورد نظر را با اسفند می سوزانند و دود آن را بر بدن بیمار می رسانند. برای رفع جن زدگی نیز یکی از پیراهن های بیمار را با اسفند
می سوزانند. یا جارو با اسفند را در داخل ساج سوزانده دود آن را به بدن بیمار می رسانند.

در اردبیل برای دفع جن زدگی دعا را با اسفند و موی گربه و پوست پیاز دود می دادند و به هنگام غروب در چهار کنج خانه خاکستر آن را
می ریختند . در طب عامیانه شاهرود نیز برای عقرب زدگی اسفند  کوبیده شده را روی موضع درد می گذارند و برای درمان سوختگی پوست درخت اورس (avars)، اسفند و موی بز را با هم سوزانده و با آن موضع درد را دود می دهند. در نطنز برای سیاه زخم خاکشیر و مدفوع الاغ را با اسفند آتش کرده و زخم را با آن دود می دهند.و برای چشم زخم هفت دانه اسفند به نام هفت نفر افراد چشم شور سوزن می زنند و داخل آتش می اندازند. خاکسترش را کف دست وپا و پیشانی بیمار می مالند و بقیه خاکستر را هم بدون اینکه پشت سر را نگاه کنند سرچهار کوچه می ریزند تا افراد از روی آن عبور کنند و نظر از بیمار دور شود.

در طب عامیانه استان فارس برای دندان درد ٬ موم عسل و زرده تخم مرغ و دانه اسفند را روی دندان می گذاشتند. برای چشم درد هم اسفند کوبیده را با شیرزنی که دختر زاییده در چشم می ریزند.

و برای جلو گیری از خون ریزی بینی اسفند کوبیده را در بینی
می ریزند. برای بر طرف کردن دردهای عضلانی نیز از دود گیاهانی مثل اسفند استفاده می کنند.

 

*اين نوشته پيش از اين در كنگره دانش پزشكي مردمي ايران زمين سال 87 ارايه شده و براي تجديد انتشار در اختيار تارنماي انسان شناسي و فرهنگ قرارگرفته است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع        

1. میهن دوست،محسن(1380)، پژوهش عمومی فرهنگ عامه، تهران، انتشارات توس

2. ماسه، هنری(1357)، مهدی روشن ضمیر، معتقدات و آداب ايراني، جلد دوم، تهران، انتشارات تاریخ و فرهنگ ایران

3. ملک زاه، علیرضا (1385)، آیین‌های شفا٬ تهران، انتشارات پژوهشکده مردم‌شناسی

4. رضی، هاشم (1380)، گاه شماری و جشنهای ایران باستان، تهران، انتشارات بهجت

5. دایره المعارف بزرگ اسلامی،جلد هشتم، زیر نظر موسوی بجنوردی(1377)، تهران

6. شاملو، احمد (1384)، کتاب فرهنگ کوچه، دفتر اول، تهران، انتشارات مازیار

7 . لغت‌نامه دهخدا جلد دوم

8. مردم‌نگاری‌های استان فارس، آذربایجان شرقی و غربی، استان اصفهان، استان سمنان و استان اردبیل، آرشیو در پژوهشکده مردم‌شناسی سازمان میراث فرهنگی

9. ویکی پدیا، دانشنامه آزاد

10. سایت سلامت نیوز